سيد جلال مصطفوى كاشانى

36

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

قوام آن در مزاج غالب مىشود و هر كدام كه اجزائشان كمتر باشد ، در امتزاج ضعيف‌تر مىشوند . ساده‌ترين مثال براى درك اين مطلب اين است كه اگر آب و خاك با يكديگر مخلوط گردند گل برحسب غلبه آب يا خاك ، رقيق‌تر يا غليظتر خواهد بود . اما پيدايش يك جسم مركب بر اثر فعل و انفعال اجزاى اجسام بسيط به اين ترتيب است كه ابتدا ، اجزاى اين اجسام - كه به صورت ذرات بسيار ريزى درآمده‌اند - با يكديگر تماس پيدا مىكنند . توضيح اينكه در هندسه ، تماس به اين معنى است كه دو مقدار ، نهايتشان يكى باشد و منظور از آن فعل و انفعال نيست ، اما در موضوع مورد بحث ما تماس اصطلاحى است براى موردى كه فعل و انفعال در كار باشد و منظور از فعل و انفعال اين است كه وقتى دو جسم با هم مجاور شوند ، گرمى و سردى آن‌ها در يكديگر تأثير مىگذارد و در مجموع ، يك حالت متوسط ، ميان گرمى و سردى ، برحسب غالب بودن ، ضعيف بودن يا متوسط بودن اجزا به يكديگر پيدا مىشود و هر اندازه كه اجزاى اجسام گرم يا سرد زيادتر باشد ، حالت متوسط به كيفيت آن جسم غالب ، نزديك‌تر خواهد بود و كيفيت ميان اين اجزا به يك حالت باقى مىماند و در ممتزج ، متشابه است ؛ پس امتزاج از اجتماع اجزايى به وجود مىآيد كه احوال مختلف دارند ولى حس ، در مجموع ، حال هر يك از آن‌ها را جداگانه درك نمىكند ، بلكه يك حالت واحد را از مجموع حالات مختلف آن‌ها درمىيابد كه اين حالت متوسط و متشابه را مزاج مىنامند و عناصر - كه عبارت‌اند از خاك ، آب‌وهوا - در جسم امتزاج يافته ، زمان زيادى باقى مىمانند . اما دربارهء عنصر آتش كه چگونه در تركيب اجسام داخل مىشود ، بحث‌ها و مناقشات خيلى زيادى در كتاب‌هاى علمى قديم ديده مىشود كه يك سلسله فرضيات و نظريات فلسفى ، توام با بعضى مشاهدات و تجربيات علمى ، مبنا و اساس همهء آن‌ها بوده است . دامنهء اين مباحثات تا قرن هجدهم ميلادى در اروپا كشيده شد ؛ حتى بوفون ، طبيعىدان معروف فرانسوى كه شهرت جهانى دارد ، همان فرضيات را اساس نوشته‌هاى خود قرار داده است . چنان‌كه در جلد اول كتاب تاريخ طبيعى خود مىنويسد : « چهار عنصر خاك ، آب ، هوا و آتش ، كم‌وبيش ، در تركيب كليه اجسام موجوداند . اجسامى كه خاك و آب در آن‌ها غلبه